شيخ ذبيح الله محلاتى
66
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
او بنده بود بندگى مىكرد و از خداى تعالى انديشه مىكرد . پس آن كنيزك باندرون رفت و ماجرا را براى بشر تقرير كرد بشر از آن كلام هدايت انجام متنبه شده پاى برهنه از خانه بيرون آمده در عقب امام عليه السّلام بشتافت و به آن حضرت رسيد خود را در قدم او انداخت و بر دست همايون او رايت توبه و انابه برافراخت و هميشه پاى برهنه مىبود تا بعالم بقا رحلت فرمود و ازاينجهت ملقب بحافى گرديد تمام شد كلام قاضى نور اللّه اقول اين دليل تشييع او نشود و از حسن خاتمه او خبر ندهد و برفرض از مناهى روىگردان شده باشد و در زهد و ترك دنيا نهايت سعى خود را به كار برده باشد تا اصول عقايد و فروع دين خود را از آل محمد صلوات اللّه عليهم اخذ نكرده باشد و معتقد بامامت ايشان نشده باشد اين زهد و ترك دنيا او را سودى ندهد و دليل اينكه بشر از مواليان بوده مفقود بلكه خلاف آن موجود است و مناقبى كه براى او بربافتهاند ناقلان او حضرات صوفيهاند . از آن جمله ابو على رودبارى كه يكى از مشاهير صوفيه است گفته كه در مرض موت بشر حافى بعضى ياران بر بالين او جمع بودند يكى از ايشان گفت مىخواهيم قارورهء ترا بطبيب بريم گفت من در نظر طبيبم هرچه ارادهء اوست با من مىكند ايشان گفتهاند فلان طبيب نصرانى بغايت حاذق باشد البتّه قارورهء ترا به او مىبريم بشر خواهر خود را گفت فردا قارورهء مرا به ايشان بده چون صباح شد قاروره نزد طبيب آوردند در او نظرى كرد گفت او را حركت دهيد حركت دادند پس گفت بر زمين گذاريد تا سه مرتبه اين كار كردند يكى از آن جماعت گفت ما ترا صاحب دقت نظر و حدس صائب و سرعت ادراك مىدانستيم و الحال مىبينيم كه تكرار نظر و تأمل در اين قاروره مىنمائى طبيب نصرانى گفت و اللّه كه من در اول مرتبه تشخيص مرض او كردم ولى تكرار نظر من از روى تعجب بود بههرحال اگر در اين قاروره آب نصرانى است آب راهبى خواهد بود كه خوف